تبلیغات
وبلاگ شخصی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : یزدان...
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وبلاگ شخصی
پژوهش عامل پیشرفت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 29 مرداد 1395 :: نویسنده : یزدان...

ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده

ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید
بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده

از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم
مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده

بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده
عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده

از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت
چون ماه نو این جانم خود را چو قمر کرده

خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی
ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده

از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی
تا این دل آواره از خویش سفر کرده

حضرت مولانا ❤❤❤




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 مرداد 1395 :: نویسنده : یزدان...

     بر خـدا خوانم آفـرین و سپاس
     کآفـرین باد بر خـدای شـناس

     پشــت بر نعمــت خــدا نکنـم
     شکــر نعمــت کنم چرا نکنـم

     اعتـــمادی نمی‌کنـــم بر کس
     بر خـدای اعتــماد کردم و بس

     طاعـت هیــچکس ندارم دوست
     بجز از طاعتی که طاعت اوست


     نظامی
     خمسه



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 تیر 1395 :: نویسنده : یزدان...

یا رب بگشا گره ز کار من زار

رحمی که زعقل عاجزم در همه کار

جز در گه تو کی بودم در گاهی

محروم ازین درم مکن یا غفار 

ابوسعید ابوالخیر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 تیر 1395 :: نویسنده : یزدان...

 کوله بارت بربند     
 شاید این چند سحر فرصت آخر باشد   
 که به مقصد برسیم 
 بشناسیم خدا 
 و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم  
 می شود آسان رفت  
 می شود کاری کرد که رضا باشد او  
 ای سبکبال  
 در این راه شگرف  
 در دعای سحرت  
 در مناجات خدایی شدنت  
 هرگز از یاد مبر  
 من جا مانده بسی محتاجم  

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 خرداد 1395 :: نویسنده : یزدان...
كجا باید رفت؟.....
ز كه باید پرسید؟!!!
واژه عشق و پرستیدن چیست؟
جان اگر هست چرا در من نیست؟
من كه خود می دانم ..
راه من راه فناست
قصه عشق فقط یك رویاست....
اه ای راه سكوت...
اه ای ظلمت شب....
من همان گمشده ی این خاکم
به خدا عاشق قلبی پاكم....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : یزدان...
باران که شدى مپرس این خانه ى کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدى، پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران! تو که از پیش خدا مى آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ى دل، اگر خدارا خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست
این بى خردان، خویش خدا مى دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست
گر درک کنى خودت خدا را بینى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه یکیست...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 بهمن 1394 :: نویسنده : یزدان...
 ازطرف خدا،،

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی

از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی

گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند

صد ناز بکردی و خریدم،گله کردی

جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور

 از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی

 گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم

 بر بخشش بی منت من هم گله کردی

با این که گنه کاری و فسق تو عیان است

خواهان توأم، تویی که از من گله کردی

هر روز گنه کردی و نادیده گرفتم

با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی

 صد بار تو را مونس جانم طلبیدم

 از صحبت با مونس جانت، گله کردی

 رغبت به سخن گفتن با یار نکردی

 با این که نماز تو خریدم، گله کردی

 بس نیست دیگر بندگی و طاعت شیطان؟؟

 بس نیست دگر هرچه که از ما گله کردی؟؟!

 از عالم و آدم گله کردی و شکایت

 خود باز خریدم گله ات را، گله کردی...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 دی 1394 :: نویسنده : یزدان...
زندگی باید کرد
و رفاقت ها ساخت
تا گذشت هست چرا
فرصت بوییدن یک گل را
به تنفرها داد
زندگی باید کرد
لذتیست نم نم باران
زندگی زیبا است
باز کن ان قفس کنج سرا
تا که پرواز کند مرغک عشق
باورش کن که او
زندگی می خواهد
من خدا را دیدم
در گوشم می گفت
زندگی باید کرد
زندگی زیبا است.

مهدی قنواتی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 آذر 1394 :: نویسنده : یزدان...
فراموش مکن که:
انسان مانند رودخانه است؛
هر چه عمیق تر باشد آرامتر است.
انسان قوی از خودش محافظت میکند
و انسان قویتر از دیگران.
وقطعاً این قدرت را فقط میتوان در پناه پروردگار داشت.
هرکس که به او نزدیک تر است، قدرتمندتر است،
آرامتر و متواضع تر است.
و تابش نور او را میتوان در تمامی جوانب زندگی اش دید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 آذر 1394 :: نویسنده : یزدان...


من امشب
دستهارا
برده ام بالا
سپردم دل
به آن والا
وازعمق
وجودخود
خدایم را
صداکردم
نمی دانم
چه میخواهی
ولی امشب
برای تو
برای رفع غمهایت
برای قلب زیبایت
برای آرزوهایت
به درگاهش
دعاکردم ومیدانم خدا
ازآرزوهایت
خبردارد
ودرقلبم
یقین دارم
دعاهایم 
اثر دارد 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 3 آذر 1394 :: نویسنده : یزدان...
حال خوبی ست
گلی را دیدن
و نچیدن از باغ
قامت گل نشکستن زیباست
و رها بودن آواز قناری در باغ
عطر گل را تنها
در تن زنده هر باغچه ای بوییدن
حال خوبی ست
نسوزاندن دل
رسم دلدادگی و دلداری
قدر این موهبت عشق بجا آوردن
عشق معشوق طلب کردن و عاشق ماندن
حال خوبی ست
خدا را دیدن
پشت راز گل سرخ
بخشش هدیه لبخند به لب های خموش
و کمی تجربه ناب نگاه
دیدن خنده پر مهر نسیم
ناز یک غنچه سرخ
عطش رویش یک بوته یاس
و کمی ، مشق محبت کردن
مهر ورزیدن در مکتب عشق
بذر امید به دل پاشیدن
تا بدانند خدا ، ازآن همه ست
آشتی کردنِ با فطرت پاک
باورِ بودنِ در محضر نور
و به هر لحظه
به هر جا
هر حال
حال خوبی ست
خدا رادیدن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 آبان 1394 :: نویسنده : یزدان...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 آبان 1394 :: نویسنده : یزدان...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 12 آبان 1394 :: نویسنده : یزدان...
 گاهی گر از ملال محبت برانمت

دوری چنان مکن که به شیون برانمت
چون آه من به راه کدورت مرو که اشک
پیک شفاعتی است که از پی دوانمت
تو گوهر سرشکی و دردانه‌ی صفا
مژگان فشانمت که به دامن نشانمت
سرو بلند من که به دادم نمی‌رسی
دستم اگر رسد به خدا می‌رسانمت
پیوند جان جدا شدنی نیست ماه من
تن نیستی که جان دهم و وارهانمت
ماتم سرای عشق به آتش چه می‌کشی
فردا به خاک سوختگان می‌کشانمت
یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب
تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت
چوپان دشت عشقم و نای غزل به لب
دارم غزال چشم سیه می‌چرانمت
لبخند کن معاوضه با جان شهریار
تا من به شوق این دهم و آن ستانمت

شهریار 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 مهر 1394 :: نویسنده : یزدان...
 

لا لا لا لا معلم نازنینم
بر این دل ها تو باشی بهترینم
فیزیک ها با ریاضی،مذهبی ها
بر آن اعماقِ فکرت،برتری ها
بر این دل هایِ مرواریدِ ما بود
در این آشفتگی ها راهنما بود

لا لا لا لا خودت نمره یِ بیستی
در این حاضر جوابی ها به لیستی
با لبخندی نگاهی بر وجودم
در امواجی نگاهت را ستودم

لا لا لا لا به سجده وا نهادی
در این قلبم تو دنیاها نهادی
خیالی ساخته ای از جنسِ مرمر
بالا بالا نگاهم رویِ اختر

لا لا لا لا سیاهی ها سپیدی
عاشق گشتن به دریایی تو دیدی
لا لا لا عاشقی ها با نگاهت
لا لا لا راهِ من باشد کلامت

لا لا لا لا فقط آموخته ام تو
در این افکارِ من خواننده ای نو
لا لا لا لا بخوابی زنده نیستم
تو بیداری عطا کن مرده نیستم
عارف یوسفی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...